تبليغاتX
من اینجا به همه گیر میدم حتی شما
خواجه نصیر الدین ' دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه درس بزرگان در همه زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است :
در بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود . روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟
من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم .
خواجه نصیر الدین فرمود : ای شیخ تو کوششها در دین مبین کرده ای و اصول اخلاق محمد که سلام خدا بر او باد را می دانی . و همانا محمد و جانشینانش بسیار از اخلاق گفته اند و از بامداد که مومن از خواب بر می خیزد تا هنگامی که شبانگاه با بانویش همبستر می شود , راه بر او شناسانده شده است اما چه سری است که هیچ کدام از ایشان ذره ای بر اخلاق نیستند و بی اخلاق ترین مردمانند وآنکه اخلاق دارد نه از مسلمانی اش که از وجدان بیدار او است. من بسیار سفرها کرده ام و از شرق تا غرب عالم و دینها و آیینها دیده ام . از 'غوتمه ( بودا ) 'در خاورزمین تا 'مانی ایرانی' در باختر زمین که همانا پیروانشان چه نیکو می زیند و هرگز بر دشمنی و عداوت نیستند آنها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نیست و تنها بنیان اخلاق را خودشناسی می دانند و معتقدند آنکه خود بشناسد وجدان خود را بیدار کرده و نیازی به جزئیات اخلاقی همچون مسلمانان ندارد اما عیب اخلاق مسلمانی چیست ای شیخ ؟
در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان ' اما ' و ' اگر ' دارد . در اسلام تو را می گویند :


دروغ نگو ... اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست


غیبت مکن ... اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست


قتل مکن ... اما قتل نامسلمان را باکی نیست .


تجاوز مکن ... اما تجاوز به نامسلمان را باکی نیست .


و این ' اماها ' مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می بیند ... و راز نابخردی مسلمانان در همین است ای شیخ...


از اسرار اللطیفه و الکسیله

+ نویسنده مجنون مست یاغی در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 و ساعت 14:17 |

بسه ساکت نشستن............. در خونه ها رو بستن

از همه دل بریدن................... دل به کسی نبستن

یالا پاشین بجنگین.................. با این روزای ننگین

چه فایده داره اینجا..................حتی نشه بخندی

+ نویسنده مجنون مست یاغی در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 و ساعت 20:43 |

بعضی سوختن ها جوری هستند که تو امروز میسوزی، اما فردا دردش را حس میکنی...

داستان کیفیت زندگی و "رشد" آدمها در جاهایی که " جهان سوم" نامیده میشوند، مثل همین جور سوزش هاست ...
از هر دوره که میگذری، میسوزی و در دوره بعد دردش را میفهمی...
شادی ها و دغدغه های کودکی ما :
در همان گوشه دنیا که "جهان سوم" نامیده میشود، شادی های کودکی ما درجه سه است ، ولی دغدغه های ما جدی و درجه یک...
شادی کودکیمان این است که کلکسیون " پوست آدامس" جمع کنیم...یا بگردیم و چرخ دوچرخه ای پیدا کنیم و با چوبی آن را برانیم... توپ پلاستیکی دو پوسته ای داشته باشیم و با آجر، دروازه درست کنیم و در کوچه های خاکی فوتبال بازی کنیم...
اما دغدغه هایمان ترسناک تر بود...
اینکه نکند موشکی یا بمبی، فردا صبح را از تقویم زندگی ات خط بزند...
اینکه نکند "دفاعی مقدس"، منجر به مرگ نامقدس تو بشود یا تو را یتیم کند...
از دیفتری میترسیدیم... از وبا.... از جنون گاوی...
مدرسه، دغدغه ما بود...خودکار بین انگشتان دستمان که تلافی حرفهای دیروز صاحبخانه به معلممان بود...
تکلیفهای حجیم عید ... یا کتابهایی که پنجاه سال بود بابا در آنها آب و انار میداد.....
شادی ها و دغدغه های نوجوانی ما:
دوره ای که ذاتا بحرانی بود و بحران " جهان سوم" بودن هم به آن اضافه شده...
در آین دوره، شادی هایمان جنس " ممنوعی" دارند...
اینکه موقتی عاشق شوی...دوست داشتن را امتحان کنی... اینکه لبت را با لبی آشنا کنی... اما همه این شادی ها را در ذهنمان برگذار میکردیم...در خیالمان عاشق میشویم...همخوابه میشویم...میبوسیم... کلا زندگی یک نفره ای داریم با فکری دو نفره.... این میشد که یاد بگیریم "جهان سومی" شادی کنیم... به جای اینکه دست در دست دخترک بگذاریم،او را انگشت میکنیم...
با او قدم نزنیم و فقط دنبالش کنیم...
یا اینکه نگوییم" دوستت دارم" و بگوییم " امروز خانه خالی دارم"
در عوض دغدغه هایمان بازهم جدی هستند...
اینکه از امروز که 15 سال داری، باید مثل یک مرتاض روی کتابهای میخی مدرسه ات دراز بکشی و تا بیست و چهار سالگی همانجا بمانی...
بترسی از این که قرار است چند صفحه پر از سوالات "چهار گزینه ای" ، آینده تو ، شغل تو ، همسر تو و لفب تو را تغیین کند...
تو فقط سه ساعت برای همه اینها فرصت داری...
شادی ها و دغدغه های جوانی ما:
شادی ها کمرنگ تر میشود و دغدغه ها پررنگ تر...
شاید هم این باشد که شادی هایت هم، شکل دغدغه به خودشان میگیرند....
مثلا شادی تو این است که روزی خانه و ماشین میخری ....
اما رسیدن به این شادی ها برایت دغدغه میشود....
رسیدن به آنها برای تو هدف میشود...
هدفی که حتما باید "جهان سومی" باشی که آنرا داشته باشی... و هیج جای دیگربرای کسی هدف نیستند...
معبارهای " آدم خوب بودن" جهان سومی هم دغدغه تو میشود....
اینکه موهای کجای بدنت را میتراشی و کجا را نمیتراشی...
و میترسی از اینکه نکند کسی قبل از خدا، تو را در این دنیا محاکمه کند...
بعضی از شادی هایت غیر انسانی میشود...
با پول شهوتت را میخری...با گردی سفید مست میشوی نه با شراب... با دود دغدغه هایت را کمرنگتر میکنی و غبار آلود....
اگر جهان سومی باشی، استاندارد و مقیاس های تمام اجزای زندگی تو، جهان سومی میشود...
اینکه در سال چند بار لبخند میزنی...در روز چند بار گریه میکنی...راهی که تو را به بهشت و جهنم میرساند... و حتی جنس خدای تو هم جهان سومیست....
در این دنیای عجیب، دیدن دست برهنه یک زن هم میتواند براحتی تو را خطاکار کند و قلبت را به تپش وادارد...
در این دنیا "سلام " به غریبه و بی دلیل، نشانه دیوانگیست...
لبخند بی جای زن هم دلیل فاحشگی اوست...
در این جهان سوم ، کسی را نداری که به تو بگوید چقدر مسواک و خمیردندان، واکسن، بوسیدن، خندیدن، رقصیدن خوب هستند...
اینکه آینده خوب را خودت باید رقم بزنی و کسی قرار نیست برای این کار به تو کمک بکند....
اینکه همیشه جهان اول ، طاعون جهان سوم نیست...
گاهی فکر میکنی که به سرزمین جهان اولی ها مهاجرت کنی تا از جهان سومی بودن رها شوی...
اما میفهمی که با مهاجرتت شادی ها، دغدغه ها، جهانبینی، خدا و معیارهایت هم با تو سفر میکنند....
گاهی میمانی که این جهان سوم است که کیفیت تو را تعیین میکند یا اینکه "تو " جهان سوم را درست میکنی؟ 
+ نویسنده مجنون مست یاغی در یکشنبه دهم خرداد 1388 و ساعت 0:50 |

درود بروبکس.

خیل وقته که آپ نکردم و شما ها رو منتظر گذاشتم ، می دونم خیلی منتظر موندین ولی به بزرگی خودتون ببخشید.

این بار نمی خوام به چیزی گیر بدم ، نمی دونم شاید آخرش به یه چیزی گیر دادم!

همونطوری که خیلیاتون نمی دونین 20 اردیبهشت مراسم روز جهانی ستاره شناسی تو ایران برگذار شد و من هم تو این مراسم شرکت کردم .

تو اهواز این مراسم با تعداد نفر کمی برگذار شد. وقتی که هوا یکم تاریک شد یکی از تلسکوپ ها رو رو زحل تنظیم کردن وقتی که من نگاه کردم یه حسی بهم دست داد که تا حالا تجربه نکرده بودم ، اولین بار بود که زحل رو میدیدم (البته بجز عکس هایی که دیده بودم یا تلویزیون نشون می داد) نمیدونین چه لحظه ی عجیبی بود وقتی زحل رو با اون حلقه های قشنگش میدیدم که تک و تنها وسط آسمون بود.

البته ماه و مریخ هم بود ولی هیچکدوم به قشنگیه زحل نبود.

الان هم هر چی به اون لحظه فکر میکنم بیشتر حسرت می خورم که چرا تا حالا از دیدن این همه زیبایی محروم موندم.

پیشنهاد میکنم همتون برا یه بار هم که شده این حس رو تجربه کنین خیلی قشنگه به خدا.

درود و دو صد بدرود.

+ نویسنده مجنون مست یاغی در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:57 |

الان يعني ساعت 1 بعد از نيمه شب داشتم  2 هفته نامه امرداد رو ميخوندم تو ويژه نامه كوروش يه چيزي نوشته بود كه خيلي دلم گرفت

1 يا 2 سال پيش بود تو اينترنت يه جمله پيدا كردم كه گفته بود اينو بالاي آرامگاه كوروش نوشتن ولي چون سايتش ايراني نبود نتونستم درست معنيش كنم به فاميل نشون دادم حتي به استاد زبان هم نشون دادم ولي هيچكس اون تيكه آخرش رو نتونست درست برام ترجمه كنه ولي تو امرداد ديدمش ، وقتي خوندمش اشك تو چشمام جمع شد الان هم كه دارم مينويسم حالم چندان خوب نيست. نوشته بود: (( اي آدميان من كوروش فرزند كمبوجيه ام ، پارسيان را قدرت فرمانروايي داده ام و سرور آسيا شده ام ، اين مشتي خاك را كه گور من است از من دريغ مداريد)).

اين تيكه قرمز منو بهم ريخت ما به لطف جمهوري اسلامي داريم اين يك وجب خاك رو هم از كوروش دريغ مي كنيم.

واي بر من و تو كه هنوز در خوابيم.

بدرود.

 

ولي چون الان اينترنت در دست رس ندارم با چند ساعت تاخير مجبورم براتون بفرستمش.

+ نویسنده مجنون مست یاغی در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 14:27 |
همینجوری میخوام یه چیزی بگم که یه چیزی گفته باشم و آپ کرده باشم

شما زیاد به دل نگیرین

اگر هم نظر میدین در مورد مطلب باشه

با تشکر مدریت وبلاگ

 

+ نویسنده مجنون مست یاغی در چهارشنبه بیستم تیر 1386 و ساعت 1:33 |

بالاخره امتحانام تموم شد. آخيـــــــــــــــــــــــــــــــــش راحت شدم. خوب و بد هر چي كه بود تموم شد.

خب بريم سراغ گير امشب:

اول برو يه سالنامه بيار … صفحه هاي اولشو نگاه كن… صفحه اي كه تعطيلي هاي سال رو توش نوشته … نگاه كردي … آفرين .. خودشه

ما در يك سال 365 روزه 27 روز تعطيلي رسمي داريم كه از اين ها فقط 9 روزش مربوط به تاريخ ايرانه بقيش تعطيلي مذهبيه كه 10 روزش شهادت و رحلت مي باشد.

از اون 9 روز تعطيلي فقط 5 روزش مال تاريخ خيلي وقت  پيشه يعني 1 تا 4 فروردين و 13 فروردين اون سه روز ديگه هم مربوط ميشه به تاريخ معاصر ايران.

به عبارتي ما از تاريخ 3745 ساله خودمون (تاريخ يكتا پرستي ايرانيان) فقط 5 روز تعطيلي داريم كه در واقع اونم فقط دو روزه 1 و 13 فروردين. در صورتي كه ما در طول تاريخ بيشترين جشن ها رو بين بقيه تمدن ها داشتيم.

 

 

از اون 18 روز تعطيلي مذهبي 10 روزش عزاست(كه خدا نكنه با يه روز جشن با هم بيفته كه اون جوري جشنه هم ماليده ميشه ميره) كه عزا رو كه مي رن استقبال و از اون طرف هم بدرقه اش ميكنن .

جشناشون هم كه ديگه شاهكاره ، فرقش با عزا رو بايد تو تلوزيون ببيني يا تو تقويم. يعني اگه فقط صدا رو بشنوي نمينوني تشخيص بدي اين جشنه يا عزاست.

 

چرا … آخه چرا ما نميتونيم مثل بقيه كشورها شادي كنيم …

اينقدر از اين كارناوال هاي شادي دوست دارم مردم ميرن تو خيابون واسه خودشون شادي ميكنن كسي هم يه كسي كاري نداره.

به قول شاعر كه ميگه: ((زندگي زندونه وقتي نباشه شادي))

شايد اين هم يكي از اون آرزوهايي باشه كه هيچوقت بهش نميرسم.

تا آپ بعدي بدرود.

 

+ نویسنده مجنون مست یاغی در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 1:29 |
درود

 ببخشید که الان آپ میکنم دیگه دارم خرخونی میکنم برا امتحانام چون ۱ شنبه شروع میشه

الانم اگه مامانم بفهمه سرم را از تنم جدا میکند.

یه هفته دیگه امتحان استاتیک دارم خدا بهم رحم کنه. بچه ها برام دعا کنین

فعلا وقت ندارم به چیزی گیر بدم تا بعد از امتحان استاتیک

ولی چند تا موضوع تاپ دارم که براتون بنویسم

درود و دو صد بدرود.

+ نویسنده مجنون مست یاغی در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت 15:58 |
درود بروبچ

ببخشید که دیر آپ کردم چون سرم شلوغه درس و دانشگاهه (آره جان خودم)

ولی شاید تا بعد از امتحانا نتونم دیگه گیر بدم

ولی شما گیر بدین من سر میزنم ببینم چه کار کردین

بای

+ نویسنده مجنون مست یاغی در پنجشنبه دهم خرداد 1386 و ساعت 0:26 |

 

 

اين ID منه اگه چيزي به نظرتون ميرسه كه من بگم و خوب از آب در مياد بهم بگين.

ممنون ميشم نظرتونو بهم بگين.

ID:vahid_bm03

+ نویسنده مجنون مست یاغی در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 2:1 |

درود بروبكس

هر چي فكر كردم ديدم هيچي نيست تا براتون بنويسم ولي ييهو با خودم گفتم چي بهتر از همين بحث حجاب ولي از يه ديدگاه ديگه.

با خودتون فكر كردين چرا الان اين موضوع رو مطرح كردن؟

نميدونين؟ خوب اشكال نداره ، گريه نكن خيلي ها نميدونن. البته شايد بعضياتون بگين اينا درست نيست ولي خوب اين نظر منه و طبق قانون هر كس آزاده نظرشو بگه.

به نظر من به چند دليل الان رو انتخاب كردن:

1.خيلي از آبگيري سيوند نگذشته و الان هم هر جا بري كمتر كسي از سد حرف مي زنه و همه جا بحث حجابه و يه جورايي جلوي اعتراض ها گرفته شد. {]( اين سريال جديده هست كه 4 شنبه ها كانال 3 ميذاره ولي اسمش يادم نيست، تو قسمت هفته ي قبل يه جايي يارو گفت امان از اين پول نفت، هممونو بيچاره كرد(يه همچين چيزي) كار هم نمي كنيم، ولي ميشد از از اين همه اثر تاريخي كه تو ايران پره  درآمدي داشته باشيم، شايد چندين برابر درآمد نفتي كشور)[}

2. شهرام جزايري عرب تكليفش چي شد؟ چه حكمي براش صادر كردن؟ شايد مي خوان بلاي صدام رو سرش بيارن... كي ميدونه؟

3. بحث پايين اومدن قيمت خونه چي شد؟ چرا قيمت ها كم كه نشد هيچ، تازه بالا هم رفت.

4. ...

5. ...

.

.

.

من ديگه هرفي ندارم بقيشون رو هم خودتون فكر كنين. همه چيز رو من كه نبايد بهتون بگم.

+ نویسنده مجنون مست یاغی در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 2:0 |

درود بر بروبچز خوب و خوشگل و تپل مپل ببخشيد كه دير آپ كردم.

امشب ميخوام براتون از اتوبوس بگم.

نمي دونم اين فقط تو شهر منه يا تو همه ي شهرها ...

تو شهر ما يعني اهواز اگر صندلي هاي اتوبوس پر باشه و 6، 7  نفر اضافه بر ظرفيت سوار شن بايد اون جلو دم در ورودي بچپن و هيچ كدوم حاضر نيستن بيان عقب وايسن و راننده ي بيچاره مجبوره بگه آقا برو عقب

حالا من نميدونم فلسفه ي اين جلو چيه كه اين همه طرفدار داره.

هر كس ميدونه بگه تا منم يدونم و نادان از دنيا نرم.

تا آپ بعدي باي باي.

 

 

+ نویسنده مجنون مست یاغی در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 1:46 |

 

بچه ها در مورد فيلم 300 حتما خيلي شنيدين و ممكنه فيلم رو هم ديده باشين ولي چند شب پيش كه نقد و بررسي فيلم رو كانال 4 نشون ميداد به تمام كس و كار سازنده هاش يه عالمه فحش دادم ولي بعدش با خودم فكر كردم ديدم اونا هم خيلي تقصير ندارن وقتي اسفنديار مشايي مياد تو اخبار 20:30 در كمال وقاحت و ... ميگه:(( سيوند رو آبگيري ميكنيم تا ببينيم رطوبت آن بر روي پاسارگاد اثر ميگذارد يا نه)). ما  ديگه چي ميخوايم بگيم وقتي اعلام ميكنن سد آبگيري مبشه، چه كار ميخوايم بكنيم ولي بچه ها حاضرم قسم بخورم اگر به جاي پاسارگاد يه امام زاده بود كه درستيش هم معلوم نبود فقط به صرف اينكه فلان كس خواب ديده اينجا يه امامزادست حاضر نبودن آبگيريش كنن.

و چرا بايد سدي را در منطقه اي ساخت كه بنا بر اعلام نظر كارشناس كشاورزي و آبخيز داري در رسانه ملي: (( هيچ نيازي به ساخت آن نبوده و براي كشاورزي در اين منطقه روش هاي بهتري  از ساختن سد خاكي وجود دارد.))

يه چيز ديگه;  دوشنبه شب يه برنامه مستند كانال 3 در مورد فرانسه پخش كرد كه داخلش گوينده گفت: ((بعد از انقلاب كبير فرنسه منشور حقوق بشر رو تهيه كردن كه اولين منشور در مورد حقوق بشره كه همه رو يكسان مي دونه و ... ولي اين احمق ها نميدونن كه 2500 و خوردهاي سال (نزديك 50سال) پيش كوروش بزرگ شاهنشاه ايران منشور حقوق بشر رو صادر كرده  اونم وقتي كه قتل و غارت جزو افتخار هاي پادشاهان بوده.

من ديگه هيچي نميگم ... خودتون قضاوت كنين ما ميتونيم به هاليوود خرده بگيريم؟

(( اون قرمزا به نقل از دو هفته نامه امرداد بوده... اينم از قانون كپي رايت))

+ نویسنده مجنون مست یاغی در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 0:42 |
درود بروبچ عزیز

من امروز تولدمه و خیلی خوشحالم

راستی ببینم شماها به من کادو نمیدین؟

نه.... خوب اشکال نداره پس حداقل بیاین نظر بدین

+ نویسنده مجنون مست یاغی در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 و ساعت 16:10 |

درود بروبچز

ببخشيد كه دير آپ كردم ان سري

حالا اينو داشته باشين تا بعد يراتون يه مطلب توپ پست كنم

راستی عید کذشتتون هم مبارک

+ نویسنده مجنون مست یاغی در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 18:49 |
بروبچ عید همتون مبارک

شاید تونستم تو تعطیلی براتون در مورد نوروز یه چیزایی پست کنم.

+ نویسنده مجنون مست یاغی در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 و ساعت 13:21 |

امروز می خوام براتون از فرق شعارها بگم

تنها چیزی که ایران باستان مونده (البته 4شنبه سوری هم هست ولی خودتون بهتر میدونین چی به سرش اومده)

ما تو اسلام یه شعاری داریم که خیلی پر کاربرده که میگه: کل یوم عاشورا کل ارض کربلا.  حالا این یعنی چی: تمام روزها عاشورا و تمام زمین ها کربلاست.   بازم یعنی: همه روزها روز جنگ و همه زمین ها میدان جنگ است. که این یه شعار جنگ طلبانه ی کامله.

ولی تو ایران باستان داریم: هر روزتان نوروز ، نوروزتان پیروز.

که معنیه واضحی داره (سراسر شادی ونشاط)

فکر کنم همتون منظورمو گرفتین پس به امید دیدار.

+ نویسنده مجنون مست یاغی در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 و ساعت 10:44 |
بروبچ عزیز و خوشگل و تپل مپل چطورین؟ خوب خدارو شکر

بزودی مطلب های توپ براتون میفرستم

کامنت یادتون نره

+ نویسنده مجنون مست یاغی در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 و ساعت 11:0 |
چندتا از بروبچ میگفتن مگه ایران چی بوده و هست که ما بهش افتخار کنیم

من به الان کار ندارم ولی به صورت کلی به خاطر اینها باید افتخار کرد.

 

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ايرانيان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني.
آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتادند .
آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبير بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است .
آيا ميدانيد : كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد .
آيا ميدانيد : كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد .
آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد .
آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد براي جلوگيري از تهاجم اقوام شمالي ساخت ، ساخته شد .
آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد .
آيا ميدانيد : كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و اينکه فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود .
آيا ميدانيد : داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهي برگزيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر تهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره )
را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد .
آيا ميدانيد : داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد . )
آيا ميدانيد : داريوش در پايئز و زمستان 518 - 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد آورد .
آيا ميدانيد : داريوش بعد از تصرف بابل 25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زير يوق بردگي شاه بابل بودند آزاد كرد ..
آيا ميدانيد : داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نام گرفت .
آيا ميدانيد : اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و کل ساخت کاخ ?? سال به طول انجاميد .
آيا ميدانيد : داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن - كره - عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند .
آيا ميدانيد : داريوش در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه در همان زمان در مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نيز همراه بوده است .
آيا ميدانيد : تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي "دني تون" بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است .
آيا ميدانيد : داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گزاري كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع كنند .
آيا ميدانيد : داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاك -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد .
آيا ميدانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد .
آيا ميدانيد : داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از امپراطوري ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد .
آيا ميدانيد : فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد .
آيا ميدانيد : در طول سلطنت داريوش كبير 242 حكمران بر عليه او شورش كرده بودند و او پادشاهي بوده كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت .
*** داريوش در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم .. ***
ياد آنان گرامي . شايد ما ذره اي ميهن پرستي را از آنان بياموزيم.

+ نویسنده مجنون مست یاغی در چهارشنبه نهم اسفند 1385 و ساعت 0:10 |

درود بروبچ چطورین؟ حالتون خوبه؟ خوب خداروشکرمن هم خوبم از احوال پرسیای شما.

امروز نمیدونم در مورد چی براتون بنویسم ولی خوب یه چیزایی پیدا میشه.

دیگه دانشگاه هم داره شروع میشه و ما باید بریم به درس و مشقمون برسیم چون اصل دانشگاه از بعد از حذف و اضافه است.

اگه کسی هست که تو دانشگاه آزاد اهوازه منو خبر کنه. (اگه رشته ی مکانیک باشه که بتونیم تبادل اطلاعات کنیم بهتره. اگر ترم سوم یا چهارم باشه که دیگه محشره.)

تا دیداری دیگه درود و دو صد بدرود

راستی یه چیزی یادم اومد جان خودتون بیاین نظر بدین.

+ نویسنده مجنون مست یاغی در شنبه پنجم اسفند 1385 و ساعت 0:11 |